دبیان؛ توزیعی که هیچکس مالکش نیست
بیستوپنجم مرداد ماه ۱۳۷۲، دانشجویی در پردو ایمیلی فرستاد و گفت میخواهد توزیعی بسازد که «آزادانه و جمعی» نگهداری شود. سیوسه سال بعد، دبیان هنوز همان است و زیربنای بخش بزرگی از اینترنت.

بیستوپنجم مرداد ماه ۱۳۷۲، یان مرداک دانشجوی علوم کامپیوتر در دانشگاه پردو،
پیامی به گروه خبری comp.os.linux.development فرستاد. جملهٔ اولش این بود:
این انتشاری است که اساساً از صفر ساختهام؛ بهعبارت دیگر، صرفاً چند تغییر در SLS ندادم و اسمش را انتشار تازه نگذاشتم.
امروز سیوسه سال از آن ایمیل میگذرد و دبیان هنوز فعال است، دومین توزیع قدیمی زندهٔ گنو/لینوکس، بعد از اسلکور.
چرا اصلاً ساخته شد
برای فهمیدن اهمیت آن ایمیل باید بدانید ۱۳۷۲ چه وضعی بود. مفهوم «توزیع گنو/لینوکس» تازه متولد شده بود و محبوبترینش SLS نام داشت، کاری از پیتر مکدونالد که اولین بار سیستم پنجرهٔ X را کنار هسته و ابزارهای پایه گذاشت.
SLS ایدهٔ درستی بود که بد اجرا شده بود: پر از باگ، و نگهداریاش دست یک نفر. مرداک از همین ناامید شد.
ولی نکتهٔ مهم این است که او راهحل فنی پیشنهاد نداد. راهحلش سازمانی بود: توزیعی که یک نفر یا یک شرکت نگهش ندارد، بلکه جمعی و علنی ساخته شود.
نام از کجا آمد
Debra + Ian. نام همسر وقت او و نام خودش. آن ازدواج بعدها به جدایی رسید، ولی نام ماند.
بیانیهٔ دبیان
چند ماه بعد، مرداک سندی نوشت بهنام بیانیهٔ دبیان. متنی کوتاه که هنوز هم خواندنش ارزش دارد، چون چیزی را پیشبینی میکند که آن زمان بدیهی نبود:
دبیان بهشکل باز و در روح لینوکس و گنو توسعه داده میشود… هدف اصلی پروژهٔ دبیان این است که بالاخره توزیعی بسازد که شایستهٔ نام گنو/لینوکس باشد.
در سال ۱۳۷۲ این ادعای عجیبی بود. توزیعهای آن زمان یا تجاری بودند یا کار یک گروه کوچک. ایدهٔ اینکه صدها داوطلب پراکنده بتوانند سیستمعاملی منسجم بسازند، هیچ سابقهای نداشت.
قرارداد اجتماعی و چیزی که از دلش درآمد
مهمترین سند دبیان بیانیه نیست، قرارداد اجتماعی است که در سال ۱۹۹۷ منتشر شد. تعهدی مکتوب که دبیان چه چیزی هست و چه چیزی نیست:
- دبیان صددرصد نرمافزار آزاد باقی میماند
- آنچه میسازیم به اجتماع نرمافزار آزاد بازمیگردانیم
- مشکلات را پنهان نمیکنیم
- اولویت ما کاربران و نرمافزار آزاد است
بخش دوم این سند، رهنمودهای نرمافزار آزاد دبیان (DFSG) است: فهرستی از معیارها که مشخص میکند یک پروانه آزاد هست یا نه.
و اینجا اتفاق جالبی افتاد. یک سال بعد، وقتی گروهی میخواستند اصطلاح «متنباز» را تعریف کنند، همین سند را تقریباً کلمهبهکلمه برداشتند و اسمش را گذاشتند «تعریف متنباز». یعنی تعریف رسمی متنباز در دنیا، در اصل سند داخلی دبیان است.
dpkg و APT
فنیترین میراث دبیان، مدیریت بسته است.
قبل از دبیان، نصب نرمافزار روی گنو/لینوکس یعنی دانلود کد، کامپایل و امید به
اینکه وابستگیها خودشان جور شوند. dpkg قالب بسته را استاندارد کرد و
APT که در ۱۹۹۸ آمد، حل خودکار وابستگی را ممکن کرد.
امروز این بدیهی بهنظر میرسد. آن زمان نبود. هر بار که apt install میزنید
و ده وابستگی خودکار میآیند، دارید از چیزی استفاده میکنید که دبیان
اختراعش کرد.
سه شاخه و فلسفهٔ پشتشان
دبیان همزمان سه انتشار دارد و این ساختار عمدی است:
پایدار، چیزی که «دبیان» مینامیم. هر دو سال یک بار منتشر میشود و در این مدت فقط وصلهٔ امنیتی میگیرد. بستهها کهنهاند و این یک ویژگی است، نه نقص: سروری که راه انداختهاید دو سال بعد هم دقیقاً همانطور کار میکند.
آزمایشی، بستههایی که در ناپایداری بهقدر کافی دوام آوردهاند. برای میزکار معمولاً انتخاب بهتری است.
ناپایدار (که همیشه sid نام دارد) جایی که همهچیز اول میآید.
نامهای رمز از شخصیتهای داستان اسباببازی گرفته میشوند و sid، پسری
که اسباببازیها را میشکست، انتخاب دقیقی برای شاخهٔ ناپایدار است.
هیچکس مالکش نیست
این چیزی است که دبیان را از تقریباً همهٔ توزیعهای بزرگ جدا میکند.
پشت فدورا، رد هت است. پشت اوبونتو، Canonical. پشت اوپنسوزه، SUSE. هرکدام از اینها شرکتی دارند که در نهایت تصمیم میگیرد.
دبیان قانون اساسی دارد. رهبر پروژه هر سال با رأی توسعهدهندگان انتخاب میشود و اختیاراتش محدود است. تصمیمهای بزرگ با رأیگیری عمومی گرفته میشوند.
این کند است. بحث systemd در دبیان سالها طول کشید و به رأیگیری رسمی انجامید. ولی نتیجهاش این است که هیچ شرکتی نمیتواند یکشبه مسیر پروژه را عوض کند، چیزی که کاربران CentOS در ۲۰۲۰ بهسختی یاد گرفتند.
چقدر بزرگ است
مخزن دبیان بیش از ۶۰ هزار بستهٔ نرمافزاری دارد و روی دهها معماری پردازنده کار میکند، از x86 و ARM تا معماریهایی که سالهاست کسی نمیسازدشان.
این پشتیبانی گستردهٔ سختافزاری اتفاقی نیست؛ بخشی از همان تعهد است که نرمافزار آزاد نباید به یک تولیدکننده وابسته باشد.
و ارثیهاش
اگر بخواهیم تأثیر دبیان را با یک عدد بسنجیم، این است: بیش از صد توزیع فعال، مستقیم یا غیرمستقیم، از دبیان مشتق شدهاند.
مهمترینشان اوبونتو است که در ۲۰۰۴ آمد و خودش پدر دهها توزیع دیگر شد، از گنو/لینوکس مینت تا Pop!_OS. یعنی وقتی کسی امروز مینت نصب میکند، دارد از نوادهٔ همان ایمیل سال ۱۳۷۲ استفاده میکند.
و رزبری پای او اس، کالی، تیلز، پروکسمکس و MX هم همگی روی دبیاناند.
یان مرداک
مرداک در دسامبر ۲۰۱۵، در چهلودو سالگی درگذشت. تا آن زمان از مدیریت روزمرهٔ دبیان فاصله گرفته بود و در سان و بعد داکر کار میکرد.
چیزی که ساخت، بیش از یک توزیع بود. او نشان داد که یک اجتماع داوطلب پراکنده میتواند نرمافزاری بسازد که شرکتها هم رویش حساب کنند و این الگو بعدها در ویکیپدیا و بیشمار پروژهٔ دیگر تکرار شد.
اگر میخواهید امتحانش کنید
برای سرور، دبیان پایدار احتمالاً بهترین انتخابی است که میشود کرد. راه میاندازید و سالها فراموشش میکنید.
برای میزکار، اگر بستههای کهنه اذیتتان میکند، شاخهٔ آزمایشی را ببینید یا یکی از مشتقاتش را، که در نهایت باز هم دبیان است، فقط با بستههای تازهتر و نصب سادهتر.
و اگر میخواهید مشارکت کنید، دبیان یکی از مستندترین پروژهها برای تازهواردهاست. لازم نیست برنامهنویس باشید: بستهبندی، ترجمه، مستندسازی و گزارش باگ همه راههای واقعی ورودند.